تبليغاتX
اهل سنت و جماعت مریوان
رسیدن ثواب و فضیلت قران به مردگان یکشنبه هشتم آذر 1388 3:29

 

{بسم الله الرحمن الرحیم}[رسیدن ثواب و فضیلت قران به مردگان]

قا ل النبی ((خیر القرون قرنی ثم الذین یلو نهم ثم الذین یلونهم))

پیامبر اکرم (ص)فرموده است بهترین روزگار برای شما روزگار من است پس از زمان من دو ره ای است که به دنبال من می اید.اشکار است که دوره اول قرنی است که پیامبر و اصحاب در ان می زیسته اند و قرن دوم روزگار زندگانی تابعین است و اگر عبارت ثم الذین برای بار سوم تکرار میشد بنابر اختلاف قرن سوم قرن تابعین میبود هر قرن صد سال است و از حضرت رسول روایت شده است روزی دست مبارکش را از روی نوازش بر سر یتیمی کشید و فرمود برو یک قرن عمر کن و ان یتیم صد سال عمر کرد.

بنابر این ضروری است که در زندگی همواره دنباله رو عالمان و مجتهدان و صالحان قبل از خود باشیم و در دین و مذهب و کردار نیکو و اخلاق شایسته از انان پیروی کنیم ان چنان که شاعر می گوید .فکل خیر فی اتباع سلف .و کل شر فی ابتداع من خلف

یعنی خیر و نیکی شما در پیروی از علما و پیشینیان شما است و گرفتاری و شر شما در دنباله روی و تبعیت کسانی است که پس از شما می ایند.قال النبی (ص)رتبه العلما التقوی و حلیهم حسن الخلق و جمالهم کرم النفس.یعنی رتبه علما تقوی است (با کمال علم به ان رتبه می رسد و زینت و زیور انها حسن خلق و اخلاق و جمال و زیبایی انان کرامت و عزت نفس است.بنا بر این باید علما و دانشمندان حاضر نیز با تقوی و پرهیز رتبه خود را ارتقا دهند و با حسن اخلاق شخصیت خود را زینت بخشند و دارای کرامت انسانی و عزت نفس باشند تا دچار لغزش و انحراف نگردد و الگوی شایسته برای افراد جامعه باشند

اللهم حبب الینا الایمان و زینه فی قلوبنا و کره الینا الکفر و الفسوق و العصیان و جعلنا من الراشدین.شیخ مغنی در کتاب شرح مسلم و اذکار نقل کرده است که ثواب تلاوت قران و فاتحه به مردگان میرسد و این فتوا را امام حنفی و امام مالک و امام احمد اختیار کرده اند اما امام شافعی که دارای دو فتوا بوده است قول قدیمش در بغداد  بوده است و بر اساس ان رسیدن ثواب قران به مرده را بپذیرفته است اما قول جدیدش در مصر بوده است و طبق ان ثواب قرائت قران به مرده را پذیرفته است.

امام نووی و بقیه پیروان حضرت شافعی در این موضوع شرعی با امام شافعی اختلاف نظر دارند به عقیده انان ثواب تلاوت قران به مرده میرسد امام الحرمین در چهارده مسئله و امام نووی در شش مسئله از مسائل و موضوعات شرعی قول و اجتهاد جدید امام شافعی را بر قول قدیمش برتری داده اند ابن صلاح محب طبری ابن ابی الدم صاحب ذخائر و ابن ابی عصرون گفته اند :هر انچه که نزد مسلملنان نیک و پسندیده باشد نزد خداوند نیز چنین خواهد بود امام سبکی فرموده است در حدیث برای مرده تاکید شده است هر گاه قصد و مراد قران خوان سود رساندن به مرده و کاستن از عذاب گناهان او باشد امری پسندیده است و نمی توان مانع ان شد .قاضی حسین نیز در این باره فرموده است جائز است که مسلملنان قاری و حافظ قران کریم را برای خواندن قران جهت انتفاع به مردها اجیر ابن صلاح شهرزوری استاد امام نووی فرموده است که ضروری است که قاری قران بگوید خداوندا ثواب تلاوت را به روح ان مرحوم که قران برای او خوانده ام برسانشیخ سبکی فرموده است ختم قران و قربانی برای مرده حتی بدون انکه وی در زمان حیاتش بدان وصیت نموده باشد صحیح است و به این استناد نموده است که ابن عمر (رض)عمره را برای رسول (ص)انجام داده بدون انکه پیامبر به ان وصیت کرده باشد امام غزالی در کتاب احیا علوم الدین از بزرگان پیش از خود روایت کرده است که بعد از فوت پیامبر (ص)مسلما نان برای ان حضرت بسیار حج به جایی اورده اند فقاعی فرموده است بدون وصیت پیامبر از طرف خودم ششصت حج برای ان حضرت انجام داده ام محمد بن اسحاق برای پیامبر (ص)بعد از فوتش ختم قر ان و قربانی انجام داده است اینها دلایلی هستند که بعد از فوت خویشان و نزدیکان ما برای انان قران و فاتحه بخوانیم و حج و قربانی انجام دهیم و خود راتقلید علمای خیرالقرون و بزرگان نامبرده نمائیم.مغنی جلد3ص70بحث وصیت.رسیدن ثواب و فضیلت قران به مردگان از دیدگاه امام فخر رازی در تفسیر کبیر 17-18امام فخر رازی (رح)در اخر سوره های یونس هود و یوسف در تفسیر خود فرموده است از کسانی که این تفسیر را مطالعه می نمایند خواهشمندم من و پسرم را که در غربت فوت نموده است از خواندن فاتحه محروم و بی بهره نکنند ما نیز از دعای خیر شما غافل نخواهیم شد.همچنین حضرت حنفی فرموده است :همیشه برای کسانی که به شما دانش و اگاهی امو خته اند از خداوند بخواهید که به رحم و مهربانی خود انان را مورد عفو و گذشت قرار دهد و برای انان قران بخواهید و هدیه کنید و از رفتن بر سر مزارشان کوتاهی نکنید.بسیاری از متفکران و روشنفکران سنی مذهب بر اثر کینه حسادت و بی تجربه ای که در میانشان حاکم است همچون پرنده کبک که دشمن هم نوعان خویش است هر روز اندیشه ای جدیدی را تبلیغ و منتشر می کنند گفتار و فر مایشات گهر بارپیشینیان ما که در دین و ایمان و یقین پیرو و دنباله رو پیامبر عظیم الشان اسلام بوده اند به هیچ وجه با فرموده ها با فرموده ها و فرامین خدا و پیامبرش مغایرت نداشته و از راه حق عدول نکرده اند ولی جماعتی با دروغ و تزویر در میان مومنین حقایق را به صورت سیاه و مبهم جلوه می دهند و باور راستین و منطبق با قران و حدیث را تبلیغ و ارشاد نمی کنند.اسلام دنباله روی دروغ و پلیدی نیست و برای زندگی انسان و هدایت و رهنمونی به راه راست برنامه ویزه ای دارد اما کسی که از خداوند نترسد و از هر انچه که نفس به وی دستور دهد پیروی نماید و نسبت به قبر و اخرت بی تفاوت باشد از سوی خداوند به درون و ذاتش این گونه الهام میشود که در این جهان فانی ارامش نداشته باشد و با کوله باری خالی از تقوا با بی ابرویی این جهان را ترک نماید بعد از فوت در سه مورد ارتباط مرده با دنیا قطع نمی شود (قال النبی (ص):اذا مات ابن ادم انقطع عمله الا من ثلاث صرقه جاریه و علم ینتفع من بعده و ولد صالح یدعوا له(صحیح مسلم ج11ص85)(تاج الاصول جلد1ص383)یعنی پیامبر اسلام فرنوده است هر گاه بنی ادم فوت کرد و از دنیا بیرون رفت غیر از سه مورد با دنیا قطع رابطه می نماید نخست نیکو های جاری همچون احیای اب بنای مسجد که برای انسان ها و افراد بعد از انان سود و منفعت داشته باشد دوم علم و دانشی که ادمیزاد را از فتنه و اشوب های پر پیچ و خم فراوان این دنیا برهاند همچون علوم فقه وم شرع یا علم پزشکی و سوم اولاد صالح که همواره از دعای خیرشان والدین را فراموش نکنند اشکار است که منظور از دعای خیر قرائت فاتحه و تلاوت قران است.

واضح است که از صدقات بعد از مرگ دعا و مناجات نفع و سود زیادی به مرده می رسد بنا به فرموده خدا و پیامبر و دانشمندان علم شریعت دعا و قرائت قران و فاتحه به اجماع اهل سنت و جماعت به افراد و مردگانی که از این عالم خارج شده و اکنون در قبر هستند می رسد در صورتی که زندگان ثواب و رحمت ان امر نیک و پسندیده را به قصد شادی روح وی برایش هدیه کنند اما گروهی به استناد ایه شریفه (و ان لیس للا نسان الا ما سعی )ادعا می کنند تنها کردار و عمل انسان که در دنیا انجام داده در روز قیامت به داد انسان می رسد اما در واقع خطاب این ایه به انسان هایی است که قبل از ظهور اسلام زیسته اند و شامل مومنینی که با ایمان از این دنیا خارج شده اند نمی شود ابو العباس ابن تیمیه گفته است هر کس چنین اعتقادی داشته باشد که ادم بعد از مرگ به غیر از کردار خود سود و منفعتی دریافت نمی کند یعنی برای قبر و اخرت فقط همان کرداری که در زمان حیاتش انجام داده توشه اخرت اوست و خیرات و صدقات زندگان به وی نمی رسد چنین کسی در واقع اجماع و قانون اهل سنت را زیر پا گذاشته است و این هم نص گفته ی خود امام (:من اعتقد ان الانسان لا ینتفع الا بعلمه فقد خرق الاجماع){و قال الشافعی (رض)و واسع فضل الله ان یصیب المصدق ایضا و من ثم قال اصحابنا یثن له نیه الصدقه عن ابویه مثلا(ای او عن مشایخه )فانه تعالی یثیبها و لا ینقص من اجره شیا}تحفه المحتاج جلد 7ص72-73

همچنین امام شافعی فرموده است فضل و بزرگواری پروردگار نسبت به کسی که در حق پدر و مادرش و دیگران احسان و نیکی می کند گسترده است از این رو اصحاب ما گفته اند برای کسی که قصد احسان و نیکی دارد سنت است که صدقه و احسان خود را برای والدینش و دیگران پیران و نیاکان انجام دهد پس پروردگار نیکی و احسان را که فرزند به نیت والدین انجام داده به انها می رسد و حتی اندکی از اجر و پاداش معنوی ان کاسته نمی شود (و قد نص الشافعی و الاصحاب علی ندب قراءه ما تیسر عند المیت و الدعا عقبها ای لانه للا جابه و لان المیت یناله له برکه القراه کالحی الحاضر.تحفه جلد 7صفحه 74.امام شافعی و یاران وی فرمو ده اند خواندن قران که ممکن باشد برای میت ممکن است چون در ان موقع انتظار می رود قران و دعا مورد اجابت پروردگار قرار گیرد و برکت و ثواب خواندن قران همچون انسان حاضر (زنده )به مرده هم می رسد.قال عبد السلام فی بعض فتا و یه لا یجوز ان یجعل ثواب القراءه للمیت لانه تصرف فی الثواب من غیر اذن الشارع .عبد السلام در بعضی از فتاوی خود می گوید جایز نیست که انسان ثواب قرائت قران را به مردگان هدیه کند زیرا این کار تعرف در نیکی و خیرات بدون اذن و رضایت شارع (پروردگار )است.

اهدا ثواب قرائت قران به مرده می رسد و مشروع است و خواندن سورهع فاتحه علی الخصوص برای اموات اشکالی ندارد برای اینکه در نماز میت خوانده می شود و پیامبر ان را به عنوان دعا و تعویذ در نظر می گرفت و فضائل متعددی دارد محمد بن عبد الوهاب نجدی در کتاب احکام تمنی الموت در ضمن مو افاتش در بخش دوم که فقه است مجلد 2ص72حدیث مرفوعی را از ابو هریره نقل می کند که هر کس وارد قبر ستان شد و سوره فاتحه و اخلاص و الها کم التکاثر را بخواند و بگوید :خدایا ثواب انچه را که خوتندم نثار اهل این قبرستان از مومنین و مومنیت کم روز قیامت شفیع او خواهد بود و بنا به فرض عدم روایتی در این مورد قرائت ان بدعت نیست چون بدعت هر فعلی که در باره قران و سنت و اجماع و قیاس نباشد و تحت یکی از اصول و قواعد اسلام واقع نشود.و حکی القرطبی فی التذکره انه روی فی المنام بعد وفاته عن ذلک و قال کنت اقول ذلک فی الدنیا و الان بان لی ان ثواب القراءه یصل الی المیت کمذهب الائمه الاربعه.تحفه جلد 7 ص73.شیخ قرطبی در کتاب تذکره این گونه نقل کرده است که شیخ عبد السلام بعد از فوتش در خواب دیدند از وی پر سیدند چرا گفتی ثواب قرائت قران به مرده نمی رسد گفت در دنیا چنین گفتم ولی امنون برایم اشکار شده است که ثواب خواندن قران و فاتحه همچنان که امام حنفی و امام مالکی و امام احمد حنبلی و امام شافعی فرموده اند به مرده می رسد .حضرت رسول از امتش خواسته است که به دنبال هوا و هوس و ارزوهای نفس و شیطان نروند و از کسانی که راه راست را فراموش نمو ده اند پیروی ننمایند و همواره دنباله رو اصحاب و یاران و اهل بیت ان حضرت باشند فرموده است یاران و اصحاب من همچون ستارگان هستند روشن و رو شنی بخش هستند به هر کدام از انان اقتدا کنید هدایت یافته اید و راه حق را طی کرده اید و راه را گم نخواهید کرد در دنیا و اخرت (عن النبی ترکت فیکم امرین لن تضلوا ما تمسکتم بهما کتاب الله و سنتی )رواه الامام مالک پیامبر (ص)فرمود دو چیز گران بها در میان شما بر جا گذاشتم که اگر به انها تمسک جوئید گمراه نخواهید شد :اول کتاب خدا که به وسیله ی وحی نازل شده و دوم سنت و روش و رفتار پیامبر خدا (ص)قال النبی ص انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی احدهما اعظم من الاخر کتاب الله حبل الممدود من السما الی الارض و عترتی اهل بیتی رواه الترمذی .پیامبر ص فرمود پس از مرگ دو چیز ارزشمند در میان شما بر جای می گذارم تا به انها توصل کنید و به وسیله انها هیچ کس از شما پس از من در دین و دنیا گمراه و سر گردان نشود اولین و مهمترین انها کلام خداوند است کهع همچون ریسمانی به وسیله وحی از اسمان به زمین نازل شده است و دوم اهل بیت من و منظور ان حضرت از اهل بیت افرادی هستند که خداوند در سوره احزاب ایه 33 انان را معرفی نموده است همانا خداوند می خواهد گناه و پلیدی را از شما اهل بیت پیامبر دور کند و مشیت خداوند بر این خواسته استوار است که شما را از گناه ضلالت و گمراهی در امان دارد .

ابن حجر در کتاب صواعق از امام احمد نقل کرده است که این در حق پنج نفر حضرت علی فاطمه حسن و حسین پیامبر ص نازل شده است و برخی از مفسرین بر این باورند که این ایه در حق ال عبا علی فاطمه حسن و حسین نازل شده است همچنان که بوصیری می فرماید (مسلم روایت فرموده است )روزی حضرت رسول با عبایی پشمین اراسته و پر از نقش و نگار از منزل خارج شد در ان هنگام حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین هر کدام به ترتیب امدند و داخل عبای پیامبر جایی گرفتند سپس پسامبر فرمود اینان اهل بیت و بر گزیده من هستند خداوندا پلیدی و گناه را از انان دور کن و به بهترین وجه پاک و اراسته گردان .تلاوت قران و رفتن بر سر مزار پدر و مادر )فرزندان نباید هیچ گاه از رفتن بر سر مزار والدینشان و قرائت قران غافل شوند چون فرزندان قطعه ای از جسم والدین هستند همچنان پیامبر ص فرموده است فاطمه پاره ای از من است از پیامبر پرسیدند که ایا احترام و ارج نهادن والدین توسط فرزندان تنها در این جهان کفایت می کند و پس از مرگ فرزندان مسئو لیتی ندارند قال رسول الله ص ولا یختص برهما بحال الحیاه بل یکون بعد الموت .تفسیر مراغی سوره اسرا جلد 5پیامبر ص فرمود خیر تکریم و احترام اولاد مختص به زندگی در این جهان نیست پس از مرگ نیز اولاد پدر و مادر خود را از احسان و نیکی بهره مند سازند .در واقع دستوراتی که در قران و سنت و احکام شرعی پیرامون تمام حواشی و موضوعات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی امده است توسط اصحاب و اهل بیت و امامان اهل سنت و با محک علم و اگاهیشان سنجیده شده و برای ما مسلملنان روشن تر و اشکارتر شده است انان از مشورت و همفکری در مسائل دینی بهره گرفته اند تا ما در امورات دین و دنیا هیچ گونه مشکل و معضلی نداشته باشیم و از هوی و هوس بیگانه و تفرقه اندازان پیروی نکنیم.السلام علیکم و رحمه الله و برکاته التماس دعای خیر(نوشته شده توسط عبدالرحمان)

نوشته شده توسط عبد الرحمان  | لینک ثابت |

تحریف کتاب های اهل سنت و جماعت به دست وهابیان

[بسم الله ارحمن الرحیم]

((تحریف کتابهای اهل سنت و جماعت به دست وهابیان))

{{تقدیم به همه جویندگان راه حق و حقیقت}}

الحمد لله الذی جعلنا خیر امه و امرنا ان نکون مع الصادقین و الصلاه و السلام علی خیر خلقه محمد الذی بشرنا ((المر مع من احب))و اوصانا (الرجل علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخالل)و علی اله و اصحابه نجوم الهدایه.

سپاس و ستایش خداوند را، ودرود و سلام برروح و روان رهبر عظیم الشان دین مبین اسلام حضرت خاتم الانبیاء و اهل بیت و یاران فداکارش.

در این عصر و زمان که دشمنان اسلام به هر وسیله ای که برایشان مقدر باشد برای از بین بردن اسلام به کار میگیرند و از ان دریغ نمیکنند و مسلمانان نیز برای حفظ و حمایت ان سعی و تلاش خود را می کنند . اما در میان مسلمانان ، کسانی هستند که به ظاهر تابع و حامی اسلامند اما وقتی که به اعمال و افکارشان نگاهی می اندازیم می بینیم که ضرر وزیان اینها از دشمنان اسلام بیشتر است و به ظاهر مسلمانی خود و با ندای قران و سنت تیشه ای برداشته اند و به ریشه اسلام می زنند و اسلام را به طور تدریجی در میان ما از بین می برند.

 منظور ما از تبلیغات وهابیت  همه فرقه ها یعنی سلفیت و حزب الاخوان و خود وهابیت هستند. ما نیز در اینجا به گوشه ای از تحریفات این فرقه نسبت به کتابهای اهل سنت و جماعت می پردازیم.

 (یکی از کارهایی که وهابیان انجام می دهند هر کتابی را که بخواهند مصادره و یا ان را می سوزانند به عنوان مثال در منطقه عربستان هر کتابی که بحث مذهبی در ان باشد(( یعنی چهار مذهب اهل سنت وجماعت )) نباید وجود داشته باشد و باید از کشور عربستان خارج شود چون به نظر و فکر و عقیده پلید انها چهار مذهب از دین خارج است و ادعای انها کتاب و سنت است و خیال می کنند که چهار مذهب از قران و سنت خارج است نعوذ بالله من ذلک. در عربستان انتشاراتی به اسم مکتبه العربی وجود داشت که همه کتابهای ان را سوزاندند و جالب این جا است که کتابهای سید قطب رئیس حزب اخوان المسلمین تا این اواخر نباید  فروخته می شد چون عربهای عربستان به فکر عیاشی و راحت طلبی هستند ولی کتابهای سید قطب بر خلاف اعتقادات انها از جهاد و انفجارات سخن می گوید {الهم ادفع الظالمین بالظالمین}یکی دیگر از کارهای انها کتابها را تجدید چاپ می کنند نه برای اینکه خدمت کنندبلکه  برای اینکه انها را تحریف کنند یا از کتاب ها چیزی را حذف یا به ان اضافه کنند به عنوان مثال کتاب صحیح بخاری را چاپ کرده اند وبعضی ار احادیث ان را حذف کرده اند و نگفته اند که بعضی از احادیث ان را حذف کرده ایم و یا برای نوشتن تعلیقی بر یک کتاب ان را تجدید چاپ می کنند {چون دشمن این کتاب ها که در حقیقت دشمن اسلام هستند از انها حمایت می کند}[به عنوان مثال عبد العزیز بن باز که یکی از داعیان بزرگ وهابیان در عربستان سعودی بود در تعلیقی که بر شرح بخاری جزءدوم صفحه 95چاپ دارالمعرفه بیروت داشته بود  صحابی جلیل القدر بلال بن الحارث المزنی را به کفر و شرک متهم می کند به خاطر اینکه این شاگرد رسول الله در هنگام قحطی ای که در زمان خلیفه دوم حضرت عمر بن الخطاب روی داد به زیارت قبر شریف حضرت رسول اکرم (ص)رفته و به ان توسل جسته است .و این گونه اتهام ها نه تنها از شاگردان بلکه از استاد انها احمد بن تیمیه حرانی نیز سرزده است انجا که عبد الله بن عمر رضی الله عنهما (شخصیتی که رسول خدا برای صلاحیت و معروف بودن در علم و فهم و ورع برای او شهادت می دهد )را در کتاب اقتضاء الصراط المستقیم صفحه 390چاپ دار المعرفه بیروت به دلیل تبرک جستن این صحابه از اماکنی که رسول خدا در انجا نماز خوانده است را به کفر و شرک متهم ساخته است ان جا که می گوید این کار صحابی وسیله و سببیست برای شرک به خداوند] { شما را به خدا ایا صحابی ای که رسول خدا انها را تربیت کرده است از شرک و سبب شرک متوجه نشدند ولی این گونه اشخاص از ان متوجه شدند.برای شناخت این گونه افراد به کتاب الوهابیه فی العراءمقارنه عقیده الوهابیه بعقیده الیهودمراجعه شود}

شیخ محمد نوری در کتابش به نام ردود علی شبهات السلفیه صفحه249می نویسد : (که نعمان پسر علامه الوسی در تفسیر پدرش که تفسیر مهم و مرجعی بزرگ است دست به تحریف زده است که اگر این تحریف را در تفسیر پدرش انجام نمی داد ،تفسیرش منبع و مرجع بزرگی برای مسلمانان  قرار می گرفت .

((نعمان که دست به این تحریف زده است ،وهابی است و کتابهایی را بر علیه اعتقادات اهل سنت و جماعت نوشته است و البانی نیز تعلیقاتی بر ان کرده است ))

زمانی که نعمان در تفسیر پدرش اعتقاداتی را مخالف اعتقاد خود می بیند ان را تحریف و حذف کرده است .

علامه الوسی در تفسیر خود بر ایه (فالمدبرات امرا)ارا علما را ذکر می کند و می فرماید منظور از این ایه شریفه عبارت است از نفوس فاضله و ارواح اولیا الله و مردان بزرگ خداست و با توسل کردن به انها خداوند به فریاد شخص میرسد و شخص سوخته شده را نجات می دهد و به وسیله انها باران می باراند و مردم را نصرت و یاری می دهد .علامه الوسی می فرماید تمام این کارها به خاطر (کرامتا له )کرامت و بزرگی ان شخص ولی است .وهابی ها نرم افزار ی را درست کرده اند که در ان تفسیر های زیادی وجود دارد از جمله این تفاسیر ،تفسیر الوسی است که متاسفانه سوره نازعات را که در ان بحث توسل به ارواح اولیا وجود دارد را حذف کرده اند .

((لازم به ذکر است که علامه محمود الوسی از مریدان شیخ مولانا نقشبندی بوده است ))

وهابیها در تفسیر کشاف (هر چند که از علمای معتزله است )در ایه (وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره-ایه22-23سوره قیامه )تفسیری که امام زمخشری نوشته است را حذف و هر انچه که طبق اعتقادات خودشان است  رادر انجا نوشته و بجای ان قرار داده اند.

و در کتاب مغنی امام ابن قدامه حنبلی که در ان بحث استغاثه شده است را در تجدید چاپی که انجام داده اند ان موضوع را در ان کتاب برداشته و حذف کرده اند .

و امده اند صحیح مسلم را تجدید چاپ کرده و احادیثی را که بحث صفات خدا را می کند را حذف کرده اند{لازم به ذکر است که در تمام کتابهای چاپ شده نمی توانند این تحریفات را انجام دهند چون به طور کلی اسرار انها فاش میشود ومسلمانان به تحریفات انها پی می برند اما با چاپ کردن جزوه های کوچک وپخش کردن انها بین مردم کم کم عقاید باطل و تحریفات خود را بر علیه کتابها اقدام می کنند تا اینکه بتوانند فکر سمی که در ذهن دارند را به طور کلی انجام دهند} تا حدی می توانند در ان کتابها تحریف ایجاد کنند.   ویکی دیگر از تحریفات انها اذکار امام نووی است که در دار الهدی ریاض زیر نظر وزارت اوقاف عربستان به چاپ رسیده است ،فرمایش امام نووی را تغییر داده اند . امام نووی می فرماید ((فصل فی زیاره قبر رسول الله صلی الله علیه و سلم واذکارها)) اما وقتی که این کتاب را تجدید چاپ کرده اند موضوع ان را به این شیوه تحریف کردند((فصل فی زیاره مسجد رسول الله صلی الله علیه و سلم واذکارها)).وواقعه ای که مفسرها ان را در سوره نساء ایه 64(ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوءک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما))ذکر کرده اند( به این شیوه که شخصی به نام عتبی بعد از فوت حضرت رسول (ص) به زیارت حضرت می رود وبه حضرت توسل و طلب شفاعت میکندوالخ...) که امام نووی نیز ان را در کتاب خود ذکر کرده است را حذف کرده اند برای اطلاع بیشتر به تفاسیر (ابن کثیر و قرطبی)مراجعه شود .

امام نووی در کتاب ریاض الصالحین در فصل کتاب الجنائز فرموده است که اگر انسان برای میت قران بخواند ثوابش به میت می رسد و اگر تمام قران را بخواند اولی وبهتر است که وهابیها امده اند تعلیقی بر ان نوشته اند که این سخن امام نووی مخالف ان سخنی است که در کتاب مجموعش وجود دارد ، در حالی که وقتی به کتاب مجموع امام نووی رجوع می کنیم انجا نیز رسیدن ثواب قران به میت را تثبیت می کند .وخبر ندارند که عده ای از علمای اهل سنت و جماعت ما اینگونه تحقیقات را انجام می دهند ونمی گذارند به کتابهای مرجع ما اهانت شود.

و در کتاب الابانه فی اصول الدیانه که امام اشعری ان را نوشته است به طور کلی بحث (استواء) را که مخالف اعتقاد انها است را تحریف واعتقادت باطل خود را که نعوذ بالله جسمیت را برای خدا ثابت میکنندرا در انجا قرا رداده اند.

ناصر الدین البانی و زحیل شاویش با همدیگر تحریفی بر کتاب معید النعم امام سبکی کرده اند که ابن ابی العز به اصطلاح شرحی بر کتاب عقیده طحاویه کرده که در حقیقت سخنان امام طحاوی را تحریف کرده است وخیلی چیزهای زیادی ازبدعت را به ان افزوده است. و ناصر الدین البانی و زحیل شاویش برای حفظ ابروی ابن ابی العز متن کتاب امام سبکی را تغییر داده اندتا با سخنان ابن ابی العز ربط داشته باشد وبگویند که بله امام سبکی نیز با ما در مورد تجسیم خداوند هم عقیده است در حالی که امام سبکی یکی از ان علمایی بوده که به مبارزه با ابن تیمه در مورد تشبیه و تجسیم خداوند به مبارزه بر خاست.

{لازم به ذکر است که البانی هرکتابی را که می نوشت، زحیل شاویش ان را چاپ می کردو با هم رفاقت خوبی داشتند اما در اخر طبق تحقیقاتی که انجام شده است زحیل دشمن البانی گشت و با اعتقادات ان مخالف گشته و به مبارزه با ان برخاست}

وهابیان امده اند کتاب ریاض الصالحین را ترجمه و چاپ کرده اند و در انجا که امام نووی می فرماید سنت است بر مرده قران خوانده شود را اصلا ترجمه نکرده اند.

عزیزان در طول تاریخ هرکس امده باشد تا کتابی را حتی نفد کند عین فرموده و متن ان کتاب را ذکر کرده است و بعدا ان را نقد کرده اند، اما این وهابیان از خدا نترس فرمایش علمای بزرگ ما را حذف کرده اند وحتی به ان افزو ده اند و نگفته اند که این جا این بلارا بر سرش اورده ایم.

وهابیان امده اند کتابهای مرجع را با شعار اسان نمودن برای مردم فرموده ان بزرگواران را که بر خلاف اعتقادات خودشان است را حذف نموده اند .

و یکی دیگر از خیانت های وهابیان این است که کتاب فرقان القران شیخ عزامی که شرحی بر اسما و صفات است  که اراءعلمای اهل سنت و جماعت را طبق مذهب امام ابوالحسن اشعری و ابو منصور ماتریدی را در ان جمع اوری کرده است و علمای اهل سنت و جماعت نیز مقدمه و تعلیقاتی بر ان نوشته اند . اینها(یعنی وهابیان)امده اند تمامی مقدمه و تعلیقات ان را حذف کرده اند.

یکی دیگر از خیانت های وهابیان ان است که خود  کتابهایی را تالیف و چاپ کرده و ان کتاب ها را به بزرگان خود نسبت می دهند مثلا کتابی را به عنوان دقائق التفسیر تالیف کرده و ان را به ابن تیمیه نسبت داده اند اما وقتی که بر این مسئله تحقیق کرده می شود معلوم میشود که ابن تیمیه اصلا در طول زندگی خود تفسیری ننوشته است.

امام بیهقی که یکی از علمای بزرگ اهل سنت و جماعت است کتابی به عنوان اسماء و صفات دارد . وهابیها امده اند برای اینکه با امام بیهقی منافسه کنند خودشان کتابی به نام اسماء و صفات را نو شته اند که اعتقادات باطل خود را در انجا بیان کرده اند وان را برای به شک انداختن مسلمانان به بازار عرضه می دهند و مردم را به گمان اینکه کتاب مولفش امام بیهقی است، فریب می دهند .

یکی دیگر از خیانتهای وهابیان این است که انتشاراتی که کتابهای اهل سنت و جماعت را چاپ و پخش می کنند را بعد از تهدیدهای مکرر انها را مجبور به چاپ کتابهای خودشان می کنند مثلا در اردن انتشاراتی به نام امام نووی وجود دارد که مختص چاپ کتابهای اهل سنت و جماعت است اما با تهدیدهای وهابیان مجبور شدند کتابهای آنها را نیز چاپ ومنتشر کنند و باید کتابهایی را چاپ ومنتشر کنند که با عقیده انان سازگار باشد.

و کتاب امام ذهبی به نام سیر اعلام النبلاء که بحث زندگی اولیاءالله و عارفان بزرگ را می کند که تقریبا 20 جلد می باشد  را نیز تحریف کرده اندبه این شیوه که  و هابیان امده اند ان کتاب را در 13 جلد چاپ کرده اند و جلد اخیر ان را که بحث ابن تیمیه در ان است که می فرماید ابن تیمیه شخصی گمراه و گمراه کننده است را چاپ نکرده اند .

یکی دیگر از خیانتهای وهابیان این است که کتابهایی را که طبق اعتقادات خودشان است را مینویسند و چاپ می کنند و انها را به صورت مجانی  به مردم ارائه می دهند هم چنان که زائرین بیت الله الحرام اگاهی دارند که چگونه در عربستان کتابها را به صورت مجانی در اختیار انها قرار می دهند و اعتقادات پلید خود را بوسیله زائرین به اقصی نقاط جهان می رسانند.

ابن تیمیه کتابی دارد به عنوان فتاوی ابن تیمیه که در یکی از جلدهای ان بحث تصوف و شفاعت و عرفان را می کند ووهابیان نرم افزاری را برای این فتاوی درست کرده اند اما در دراین نرم افزار ان جلدی که بحث تصوف و عرفان و شفاعت است را در ان نرم افزار وارد نکرده اند((عزیزان وهابیان حتی به علماء خودشان هم رحم نمی کنند وبه انها خیانت می کنند چه برسد به علمای اهل سنت و جماعت .دیگر همین قدر باید از انها انتظار داشت)) .

شخصی به نام شیخ عبدالله هرری که یکی از علمای بزرگ عصر حاضر است در رد وهابیت و اعتقادات ضد اسلامی کتابهایی و نوارهایی به عرصه ظهور گذاشته است اما و هابیان خیانتکار امده اند در سخنرانیهای ان تحریف و تغییر ایجاد کرده اند و هرجایی را که به هوی و هوس خودشان نمی خورد را حذف کرده اند و به همان شیوه تحریف شده به جامعه تحویل داده اند . چون که وهابیان از خدا که نمی ترسند و از روز محشر که خداوند می فرماید( یوم تبلی السرائر) باکی ندارند .

و جنایتی دیگر وهابیان عربستان این است که قبرهای مبارک صحابه که مورد احترام تمام مسلمانان است و اسم ان اصحاب بر ان مقبرها نوشته شده بود را با خاک یکسان کرده اند اما کعب بن اشرف که یک شخص یهودی ای است سالم مانده و مثل یک اثار باستانی از ان احترام گرفته می شود و زمانی که سفیران هند و پاکستان به عربستان رفته و این وضع را مشاهده کردند از دولت عربستان تشکر و قدر دانی کردند.{اثار صحابه حضرت رسول اکرم (ص) را ویران اما اثار یهودیها را اباد می کنند){ از شاگردان همفر که جاسوس انگلیسی بود چه انتظاری بایدداشت}.

یکی دیگر از خیانتهای وهابیان به اسم حضرت رسول این است که در زمان قدیم وقتی که بزرگان دین به روضه مبارک حضرت رسول (ص) سلطه داشتند در انجا(بر روی دیوار روضه)نو شته ((یا الله)) و ((یا محمد))را مشاهده می کردند اما حالا طبق تحریفات وهابیان لفظ ((یا محمد)) را به لفظ ((یا مجید)) تبدیل کرده اند.{چرا با محمد(ص) اینقدر دشمنی دارید}.

یکی دیگر از خیانت های وهابیان به تفسیر جلالین است .امام سیوطی در سوره فاتحه در تفسیر ایه (غیر المغضوب علیهم ولاالضالین)می فرماید که منظور یهود و نصاری است اما این خیانت کاران تفسیر ان امام بزرگوار را تغییر و به هوی و هوس خودشان به معنای منحرفین تفسیر کرده اند .

جنایتی دیگر به تفسیر علامه صاوی است انجاکه علامه صاوی در مورد طلاق ثلاثه می فرمایند کسی اعتقاد به واقع شدن یک طلاق با لفظ ثلاثه را ندارد مگر ان شخص گمراه است و این  را نیز (واقع شدن یک طلاق با لفظ ثلاثه ) کسی جز ابن تیمیه نگفته است در حالی که خود را نیر به مذهب حنبلی نسبت می دهد که در واقع چنین نیست. اما وهابیان این گفته علامه صاوی را در تفسیر او حذف و برداشته اند .

باز هم در تفسیر علامه صاوی که علامه در تفسیر خود در سوره فاطر ایه 7می فرماید :(این ایه در حق خوارج نازل شده است انهایی که تاویل قران و سنت را تحریف می کنند و با این تاویل باطل خود خون و مال مسلما نان را حلال کرده اند که نظائر انها نیز مشاهده می شود و انها فرقه ای هستند در سرزمین حجاز که به انها وهابی میگویندالخ..)
اما وهابیان امده اند در چاپهای جدید ان جمله ای که در حق وهابیان گفته است را حذف و ان جمله را طوری به خوارج نسبت داده اند که انسان فکر ش را نمی کند .الحمد لله  دین اسلام  دلسوزانی را دارد که خیانتهای این خیانتکاران را فاش و مسلمانان را اگاه سازند.

امام نووی کتابی به نام اربعین النوویه دارد که شخصی به نام شبشیری امده شرحی بر ان نوشته است .اما وهابیان امدهاند ان شرح را به نام یکی از دست اندر کاران خودشان نسبت دادهاند و نام ان کتاب را جواهر الطحطاویه فی شرح اربعین النوویه گذاشته اند انجا که امام شبشیری بحث فوقیت که در ایات و احادیت هم ذکر شده است را طبق اقوال علماء اهل سنت و جماعت تفسیر و شرح کرده است اما انها در ان کتاب فوقیت را به معنای قهر و استیلاء معنا کرده اند و فرمایش امام شبشیری و اقوال علمای اهل سنت و جماعت را تحریف کرده اند.

حدیث مشهوری که حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید : (ما بین قبر و منبر من باغی است از باغهای بهشت.) اما وهابیان امده اند حدیث را به شیوه زیر تحریف کرده اند که گفته اند((ما بین مسجد و منبر من باغی است از باغهای بهشت)) چون این وهابی ها زیارت قبر حضرت رسول را درست نمی دانند و ان را شرک و زائر ان را مشرک  میدانند {نعوذ بالله من ذلک))

عزیزان این قطره ای از دریای خیانت و هابیان بود که ما با استفاده از سایتهای اهل سنت و جماعت و مطالعه کتب انها ان را کشف کرده ایم و بنا بر ایه (کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر) ان را به خدمت مسلمانان حقیقت جو عرضه کردیم (( و ما علینا الا البلاغ المبین)) و کسی را نیز اجبار به قبول ان نمی کنیم .ما به روز حساب و جزا ایمان داریم و یقین داریم که روزی باید در مقابل خداوند جواب پس بدهیم ، پس خود را برای ان روز اماده سازید.

{{والسلام علی من التبع الحق و الهدی}}

ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید.

                                                                                                                              

نوشته شده توسط عبد الرحمان  | لینک ثابت |

نظر اهل سنت و جماعت در باره کرامت اولیا چهارشنبه هفدهم مهر 1387 13:59

نظر اهـل سنت و جماعت در كـرامت اولياء

نظر اهل سنت و جماعت در كرامت اولياء
اهل سنت عقيده دارند كه كرامات اولياء به ثبوت رسيده و واقع است، و دليل آنان نيز مسائل وارده در كتاب خداوند همانند اصحاب كهف و ديگران، و همچنين مشاهدات مردم در هر زمان و مكان مي باشد. معتزله در اين مورد با اهل سنت مخالفت نموده اند، و دليل مخالفت آنان اين است كه مي گويند اثبات كرامات براي اولياء موجب اشتباه گرفتن ((ولي)) با ((نبي))، و همچنين ((ساحر)) با ((ولي)) مي گردد. كه بدين ترتيب به آنان پاسخ مي دهيم.
1- كرامت بوسيله دليل شرعي و مشاهده ثابت شده است، و انكار آن تكبري بيش نيست.
2- آنچه كه آنان ادعا مي كنند كه اثبات كرامت موجب اشتباه گرفتن ولي با نبي مي گردد نيز مردود است.
چون بعد از حضرت  محمد صلى الله عليه وسلم   نبي ديگري نخواهد بود. و از اين گذشته هنگامي كه نبي ادعاي نبوت مي كند، خداوند با معجزه اش او را تاييد مي كند، اما ولي هرگز نمي گويد كه او نبي است. و همچنين ادعاي آنان مبني بر مشتبه شدن ساحر با ولي نيز غير صحيح است. چون ولي مردي است مومن و باتقوا كه بدون دست زدن به عمل مخصوصي توسط خداوند صاحب كرامت مي گردد، و هرگز نمي توان با كرامت ولي معارضه نمود. اما ساحر شخصي است كافر و منحرف كه با تمسك به اعمالي مخصوص به سحر مي پردازد، و مي توان با سحر ديگري سحر او را درهم كوبيد.

ولي كيست و كرامت چيست؟
ولي هر شخص مومن و باتقوا است كه از طريق مطلوب شرع قائم به طاعت خداوند باشد. و كرامت امر خارق العاده اي است كه خداوند جهت تكريم اوليايش و يا نصرت دينش توسط ولي ظاهر مي سازد. و فايده هاي كرامت بدين ترتيب است:
1- بيان قدرت خداوند.
2- نصرت دين و يا تكريم ولي.
3- زياد شدن ايمان و ثبات ولي كه توسط او كرامت ظاهر شده است و همچنين ديگران.
4- كرامت مژده اي براي ولي است.
5- كرامت معجزه اي است براي رسولي كه ولي، متدين به دين او است. چون عبارت از شهادتي است براي ولي مبني بر اينكه او بر حق مي باشد.
و فرق ميان كرامت و معجزه اين است كه كرامت براي ولي، و معجزه براي نبي اتفاق مي افتد. و كرامت بر دو نوع است:
1- كرامت در علوم و مكاشفات. بدين معني كه ولي صاحب علمي مي گردد كه ديگران را حاصل نشود، يا اينكه امر غائبي بر او كشف گردد كه بر ديگران آشكار نمي شود.
همانند اتفاقي كه براي عمر بن الخطاب رضى الله عنه افتاد، و اين اتفاق هنگامي بود كه او در مدينه مشغول به ايراد خطبه جمعه بود و در مورد يكي از لشكرهاي محاصره شده در عراق اموري بر او كشف شد. و در همان حال در مدينه به فرمانده لشكر خود در عراق كه نام او ((ساريه بن زنيم)) بود ندا داد كه: ((الجبل يا ساريه)) (اي ساريه به كوه پناه ببر.) و ساريه در عراق صداي او را شنيد و به كوه پناه برد.
2- كرامت در قدرت و تاثيرات: بدين معني كه ولي داراي قدرت و تاثيراتي گردد كه ديگران فاقد آن مي باشند. همانند واقعه اي كه براي ((علاء بن الحضرمي)) اتفاق افتاد و در حالي كه بر آب قدم مي زد از دريا گذشت                                                  

                   منبع سایت عقیده اهل سنت و جماعت

نوشته شده توسط عبد الرحمان  | لینک ثابت |